تبریک
شروع کار نویسنده جدید 17/10/1389
ساعت8:14
یک سیاهچاله اغلب شیای تعریف میشود که سرعت گریز آن حتی از سرعت نور بیشتر است. سرعت گریز حداقل سرعت ممکن برای یک جسم میباشد تا بتواند از میدان گرانشی جسمی دیگر فرار کند. برای درک بهتر موضوع تصور کنید روی سطح یک سیاره ایستادهاید و سنگی را مستقیما به بالاپرتاب میکنید. فرض کنید که سنگ را با قدرت زیادی پرتاب نکرده باشید سنگ برای مدتی بالا خواهد رفت اما در نهایت به خاطر گرانش سیاره پایین خواهد افتاد. اگر سنگ را به اندازه کافی محکم پرتاب کنید سنگ ممکن است از گرانش سیاره بگریزد در این حالت سنگ برای همیشه به بالا رفتن ادامه خواد داد. سرعتی که نیاز است با آن سنگ را پرتاب کنید تا از گرانش سیاره بگریزد سرعت گریز نامیده میشود. سرعت گریز برای کره زمین تقریبا برابر ۱۱ کیلومتر بر ثانیه میباشد و برای خورشید ۶۶۰ کیلومتر بر ثانیهاست. بدین ترتیب هر چه جرم افزایش مییابد و یا شعاع کاهش مییابد و به طور کلی هرچه جسم چگالتر باشد سرعت گریز نیز افزایش مییابد. میتوان حدس زد که سرعت گریز برای یک سیاهچاله با جرمی حدود چند میلیون برابر خورشید چقدر است.! مطمئنا سرعت گریز سیاهچالهها بیشتر از سرعت نور میباشد در نتیجه هیچ چیز نمیتواند از آن فرار کند. در نظریه نسبیت عام تمام جرم یک سیاهچاله در تکینگی متمرکز میشود که میتواند یک نقطه یا یک حلقه یا یک کره باشد. در اطراف تکینگی کره فرضی به نام افق رویداد وجود دارد که «نقطه بدون بازگشت» را مشخص میکند. مرزی که هرچیزی که از آن عبور کند به ناچار به سمت تکینگی هدایت میشود. همچنین محدوده یک سیاه چاله تا جایی است که جاذبه جرمی سیاه چاله وجود دارد، به عنوان مثال محدوده سیاه چاله کهکشان راه شیری از خود کهکشان راه شیری بزرگتر میباشد.
از نظر دانشمندان به طور کلی به دو دسته سیاهچالههای چرخشی و غیرچرخشی تقسیم میشوند. اما دسته بندی معمول بر اساس جرم آنان میباشد. وقتی سیاهچالهها براساس فروپاشی گرانشی یک ستاره شکل میگیرند سیاهچالههای ستاره وار نامیده میشوند. سیاهچالههایی که در مرکز کهکشانها یافت شدهاند جرمی چند میلیون برابر جرم خورشید دارند و در نتیجه سیاهچالههای پرجرم نامیده میشوند. دانشمندان معتقدند بین این دو اندازه سیاهچالههایی با جرم چندین هزار برابر جرم خورشید نیز وجود دارند که سیاهچالههای جرم متوسط نامیده میشوند و اما میکرو سیاهچالهها که دانشمندان معتقدند در زمان انفجار بزرگ شکل گرفتهاند و همچنین امکان ساخت چنین سیاهچالههایی در دستگاههای شتاب دهنده ذرات روی زمین وجود دارد. با این وجود تا کنون هیچ میکروسیاهچالهای از سوی دانشمندان شناسایی نشدهاست.
منبع:ویکی پیدا
بنابر نظریه نسبیت عام سیاهچاله ناحیهای از فضا است که میدان گرانشی فوقالعاده بالایی دارد بطوریکه هیچ چیز حتی نور نمیتواند از میدان گرانشی آن بگریزد. در سیاهچاله ناحیهای به نام افق رویداد وجود دارد که هیچ چیزی بعد از عبور از آن نمیتواند به بیرون برگردد و یا به عبارت دیگر بلعیده میشود. این یکی از اسرار سیاهچالههاست که دانشمندان روی چگونگی آن به پژوهش میپردازند. «سیاه» نامیده میشود چون همه نوری که به داخل آن راه مییابد را به دام میاندازد دقیقا مانند مفهوم جسم سیاه در ترمودینامیک. یک سیاهچاله برخلاف درون نامرئیاش میتواند حضور خود را از راه کنش و واکنش با محیط پیرامون نشان دهد. ما از طریق دیدن حلقهٔ تجمعی و یا یک گروه از ستارهها که به دور یک ناحیه تاریک و خالی در حال گردشاند میتوانیم به حضورشان پیببریم.
منبع: ویکی پیدا
ستارگان اجرامی هستند آسمانی که دارای منابع انرژی خود را ( انرژی گرانشی ، حرارتی و هستهای) با تابش خود بصورت امواج الکترومغناطیسی خارج میکند (از امواج رادیویی تا اشعه گاما). ستارگان گویهای بزرگی از گاز بسیار گرم هستند که بواسطه نورشان میدرخشند.
ستارگان همیشگی نیستند، روزی به دنیا آمدهاند و روزی هم از دنیا خواهند رفت.
اختر فیزیکدانان بر این باورند که در بعضی کهکشانها ، از جمله کهکشان راه شیری ، ستارگان نوزاد بسیاری در حال تولد هستند، افزون بر آن که پژوهشگران اظهار میدارند تکامل ، تخریب و محصول نهایی یک ستاره ، به جرم آن بستگی دارد. در واقع سرنوشت نهایی ستاره که تا چه مرحلهای از پیشرفت خواهد رسید با جرم ستاره ارتباط مستقیم دارد.
معمولاً اخترشناس آلمانی به نام فردریک بسل را به عنوان نخستین فردی که موفق به اندازه گیری فواصل ستارگان شد میشناسند.وی با به کار بردن یک تلسکوپ انکساری غیر رنگی ظریف موقعیت ستارهی ۶۱ دجاجه (در صورت فلکی دجاجه یا قو) را مورد بررسی قرار داد و اختلاف منظر آن را برابر با ۳۵/.ثانیه قوسی به دست آورد که برابر است با فاصلهای کمتر از سه پارسک یا حدود ۶/۹ سال نوری که بسیار نزدیک به مقدار پذیرفته شدهٔ امروزی آن است.این کار در سال ۱۸۳۸ م.(۱۲۱۶ش.)صورت گرفت.پایههای اساسی اختلاف منظر از زمان یونان باستان شناخته شده بود اما زاویههای اختلاف منظر به قدری کوچک بودند که تا قبل از زمان بسل اندازه گیری آنها ممکن نشده بود.به هر حال در سال ۱۸۳۹م.(۱۲۱۷ش.)اختر شناس اسکاتلندی به نام هندرسن نتایج اندازهگیری اختلاف منظر ستارهی آلفاقنطورس را منتشر نمود.آلفاقنطورس عضوی از یک منظومهٔ چند تایی است و یکی از مولفههای آن نزدیکترین ستاره به زمین است.این اندازه گیری در واقع در سال۳۳ -۱۸۳۲ م.(۱۲۱۱-۱۲۱۰ش.)در آفریقای جنوبی صورت گرفت اما هندرسن برای انتشار آن خیلی محتاط بود. ~۲۳/۱/۱۳۸۵~
منبع: ویکی پدیا
در این روش از اختلاف منظر (همان روشی که ما با دو چشممان فاصلهٔ اجسام را تعیین میکنیم و سه بعدی میبینیم) استفاده میشود. برای استفاده از این روش مکان ستاره را به دقت تعیین کرده و در ۶ ماه بعد که زمین ۲ ای یو جا به جا شده (با چشم پوشی از حرکت خود خورشید) دوباره مکان ستاره را به دقت اندازه میگیرند و اختلاف زاویهای آن دو را مساوی با یک تقسیم بر فاصله بر حسب پارسک میگزارند بدین ترتیب چنین به دست میآید: فاصلهٔ ستاره بر حسب اختلاف منظره /۱ پارسک البته این روش تنها برای ستارگان نزدیک مورد استفادهاست زیرا دقت تلسکوپ های زمینی به علت جو و فضاییهای کنونی به علت کوچکی بیش از ۰٫۰۰۱ ثانیه قوس نیست. برای تعیین فاصلهٔ ستارگان از زمین روش مثلث بندی نیز مشهور است ولی به شرط این که ستارگان نزدیک را بخواهیم با آن مورد مطالعه قرار دهیم...
منبع: ویکی پدیا
مقدار انرژی تابیده شده از ستاره به واحد سطح زمین را روشنایی یک ستاره مینامند. مقدار ثابت را طوری انتخاب میکنند که قدر ستاره α چنگ رومی (Vega) برابر صفر شود. علامت منفی در فرمول نشان میدهد که قدر روشنایی ستاره بالا باشد، دارای قدر پایین خواهد بود.
گوی آتشین مورد نظر در نظریه انفجار بزرگ، حاوی هیدروژنوهلیوم بود، که در اثر انفجار بصورت گاز هاو گرد و غباری در فضا بصورت پلاسمای فضایی متشکل از ذرات بسیاری از جمله الکترون ها، پروتون ها ، نوترون هاو نیز مقداری یونهای هلیوم به بیرون تراوش میکند. با گذشت زمان و تراکم ماده دربرخی سحابی هاشکل میگیرند. این مواد متراکم رشد کرده و تودههای عظیم گازی را بوجود میآورند که تحت عنوان پیش ستارهها معروفند و با گذشت زمان به ستاره مبدل میشوند. بسیاری از این تودهها در اثر نیروی گرانش و گریز از مرکز بزرگ و کوچک میشوند.
در مورد ستارگان امکان اندازه گیری دمای جنبشی وجود ندارد. زیرا نمیتوانیم ترمومتر را در قسمتهای مختلف ستاره قرار داده و این دما را اندازه گیری کنیم. از طرفی لایههای مختلف ستاره دارای دماهای مساوی هستند و هر چه از لایههای خارجی به طرف لایههای داخلی حرکت کنیم دما افزایش مییابد.
هر وسیلهای که برای آشکارسازی نور بکار میرود دارای حساسیت طیفی است. مثل چشم انسان که اولین وسیلهای است برای آشکارسازی نور و حساسیت چشم برای نورهای مختلف یکسان نیست. هر وسیله دیگری هم که برای اندازه گیری نور بکار میرود مثل فیلمهای عکاسی برای نورهای با طول موجهای متفاوت ، دارای حساسیت یکسان نیست. پس روشنایی یک جسم بستگی به نوع وسیله اندازه گیری شده دارد.
طور کلی ستارگان دارای مراحل مختلف جنینی ، کودکی و جوانی و پیری هستند. پس از اکتشاف برابری جرم و.. توسط انیشتین ، دانشمندان تشخیص دادند، که کلیه ستارگان باید تغییر و تحول یابند. هر ستاره هنگامی که نورپخش میکند، مقداری از ماده خویش را مصرف میکند. ستارگان همیشگی نیستند، روزی به دنیا آمدهاند و روزی هم از دنیا خواهند رفت. ستارگان گویهای بزرگی از گاز بسیار گرم هستند که بواسطه نورشان میدرخشند.